اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

130

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

پس باور نمودند . اى نكوهشكننده دنيا ، و اى فريفته نيرنگ او ، كى با تو كارى در خور نكوهش كرد ، بلكه كى تو را فريب داد ؟ آيا بگورهاى كهنه پدرانت ، يا به خانه هاى زير خاك مادرانت ؟ چه بسيار بود كه با دست خويش كسى را كه براى او شفا مىجستى ، پرستارى نمودى و بدرمان او پرداختى و از پزشكان براى او دستور معالجه مىخواستى ، پس معالجه ات به او سودى نداد و او را تندرستى نبخشيدى ، دنيا با وضع او وضع تو و با مرگ او مرگ تو را مجسم كرد ، بامدادى كه گريه ات بكارت نيايد و دوستانت به تو سودى نرسانند « . و در خطبه اى گفت : ان من اخوف ما اخاف عليكم خصلتين : اتباع الهوى و طول الأمل ، [ فاما [ 1 ] طول الأمل ] فينسى الآخرة ، و اما اتباع الهوى فيصد [ عن ] الحق [ 2 ] . من اصبح آمنا فى سربه معافى فى بدنه ، له قوت يومه فكانما خيرت له الدنيا . ان الله تعالى يقول : و عزتى و جلالى و جمالى و بهائى و علوى و ارتفاعى فى مكانى ، لا يؤثر عبد هواى على هواه الا جعلت همه فى الآخرة و غنائه فى قلبه ، و ضمنت السماوات و الارض رزقه ، و اتته الدنيا و هى راغمة ، » همانا از ترسناكترين چيزها كه بر شما بيم دارم دو خصلت است : پيروى هوس و درازى آرزو . [ اما درازى آرزو ] پس آخرت را از ياد مىبرد ، و اما پيروى هواى نفس پس [ از ] حق بازمىدارد . كسى كه در بامداد آيد در حالى كه در راه خود آزاد و تندرست باشد و خوراك آن روز خود را داشته باشد ، گويا تمام دنيا براى او فراهم شده است . همانا خداى متعال مىگويد : بعزت و جلال و جمال و روشنى و برترى و بلندى منزلتم سوگند كه بنده اى خواهش مرا بر خواهش خود مقدم نمىدارد مگر آنكه همت او را در آخرت و توانگرى او را در دلش قرار دهم و آسمانها و زمين را ضامن روزى وى گردانم و دنيا خواه ناخواه پيش او آيد « .

--> [ 1 ] ل ، و اما . [ 2 ] ر . ك . نهج البلاغه ، ط 28 و 42 .